شمارهٔ ۲۸ - تاریخ تزویج کلیم
کلیم / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ازین دلگشا جشن وافر سرور
همه عید شد سربسر ماه و سال
زمان را گرفت امتداد فرح
چو رشته که پنهان شود در لئال
می شادمانی و بزم و طرب
فراوان تر از آب در برشکال
نفس کار صیقل بر آئینه کرد
زبس سینه ها گشت پاک از ملال
ز گوهر فشانی دست کرم
گهر گشته چون آینه پایمال
بدینسان که باشند یاقوت و لعل
پریشان نشد گل ز باد شمال
زبس گوهر و زر گرفتست اوج
مرصع توان کرد تیغ خیال
طمع آنچنان طرف ازین جشن بست
که دیگر لبش وانشد از سئوال
چه سوداست دانی که از رقص شوق
فتادند افلاک در وجد و حال
دو سعد اختر اوج شاهنشهی
ببرج شرف کرده اند اتصال
دو گوهر بیک عقد دوران کشید
که باشد سیم شان بعالم محال
ز آمیزش زهره و مشتری
سعادت گرفتست اوج کمال
دو چشمند بر چهره سروری
که هستند در وصل بی انفصال
در آمیزش و سازگاری بهم
موافق چو بر روی دولت دو خال
خرد بهر تاریخ تزویج گفت
(قران کرد سعدین برج جلال)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف شادی و سروری در جشن و عید میپردازد که همه چیز را پر از خوشحالی و طرب کرده است. زمان به گونهای توصیف شده که به شیرینی در آمده و در دلها، آرامش و پاکی ایجاد کرده است. شاعر از زیباییهای طبیعی مانند یاقوت و لعل سخن میگوید و از ظرفیت جشنی که همه را متحد و خوشحال کرده، صحبت میکند. نکتهی مهم دیگر در شعر، پیوند دو ستاره سعادت و تأثیر آن بر زندگی است. بهطور کلی، شعر به نوعی جشن و شادی بزرگ و تاثیر عمیق آن بر روح و روان اشاره دارد.