نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - تاریخ فوت یکی از نوادگان شاه کلیم

کلیم / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گوهری ارجمند از کف شاه

رفته کز دیده، خون نمی بندد

حاصل هر دو کون شاه جهان

بدهد گر بسلک پیوندد

رخت گلگون شفق نمی پوشد

که ببر جز سیاه نپسندد

آسمان بر سر از مه و خورشید

چهره زر دگر نمی بندد

گشت تاریخ این مصیبت عام

(صبحدم زین الم نمی خندد)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به سوگ یک گوهر ارزشمند اشاره دارد که از دست رفته و غم و اندوه ناشی از آن را به تصویر می‌کشد. شاعر از زیبایی‌های جهان و قدرت شاه جهان صحبت می‌کند و می‌گوید که چنین گوهری اگر به دست آورد، برتر از هر چیز دیگری خواهد بود. همچنین، به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی و نور خورشید و ماه نمی‌تواند جایگزین آن زیبایی باشد. در نهایت بیان می‌شود که تاریخ این فقدان را به یاد خواهد آورد و غمی همیشگی خواهد بود.