شمارهٔ ۴۹ - تاریخ فوت آصف خان کلیم
کلیم / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوش آن روشندل صاحب بصیرت
که بیند پشت و رو کار جهان را
چو دنیا را بکام خویش بیند
بقدر سود اندیشد زیان را
فلک برگشتنی دارد، چه حاصل
بسوی خود کشیدن این کمان را
دکان ما و من خواهند برچید
ز تابوتست تخته این دکان را
روان آبی بود در گلشن تن
کزان رونق بود این گلستان را
بهنگامی کز آن میراب تقدیر
ز بالا بندد این آب روان را
مآل حال آصفخان بداند
کند روشن فضای آسمان را
عنان اختیارش رفت از دست
که بگرفتی گریبان جهان را
زکار افتاد آن دستی که لایق
نمی دید آستین کهکشان را
ز دل تاریخ فوتش خواستم، خواند
بمن این بیت چون آب روان را
(نه آصفجاه و نه آن جاه ماند
بقا بادا سلیمان زمان را)
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفکر و بصیرت انسانی اشاره دارد که میتواند حقیقت و واقعیتهای عمیقتری را در زندگی ببیند. شاعر به تضادهای دنیا و الزامات آن اشاره میکند و میگوید که اگر کسی زندگی را تنها از جنبههای سود و زیان ببیند، به حقیقت معنای زندگی پی نبرده است. او به ناپایداری دنیا و سرنوشت انسانها میپردازد و تأکید میکند که متاعهای دنیوی همواره در حال تغییرند و هیچ چیز در این دنیا ماندگار نیست. در نهایت، شاعر آرزو میکند که بقا و بزرگی برای انسانهای نیکوکار همچون سلیمان زمان باقی بماند.