شمارهٔ ۱۰۲ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
هجا گفتن ار چه پسندیده نبود
مبادا کسی کآلت آن ندارد
چه آن شاعری کو هجاگو نباشد
چه شیری که چنگال و دندان ندارد
خداوند امساک را هست دردی
که الّا هجا هیچ درمان ندارد
چو نفرین بود بولهب را زایزد
مرا هجو گفتن پشیمان ندارد
رسول اهجهم داد فرمان به حسّان
وزو هیچ مدّاح فرمان ندارد
مر این غرزنان را که از بخل مفرط
کس امّید چیزی از ایشان ندارد
اگر هجو گویی در این گردن من
که هرگز زیانی به ایمان ندارد
حروف هجا گر نخوانند از اوّل
کس اندر جهان خود دبستان ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره هجا (طعن و انتقاد) و شرایط آن صحبت میکند. شاعر به نکتهای اشاره میکند که هجا گفتن، هرچند مورد پسند نیست، اما گاهی نیاز است. او به شاعران و افرادی که توانایی هجا گفتن ندارند، انتقاد میکند و از دردهای ناشی از خودداری از هجا کرنے میگوید. شاعر همچنین به نفی بعضی از ویژگیهای منفی در افراد و نداشتن امید به دیگراشاره میکند. نهایتاً، او به این نتیجه میرسد که هجا گفتن وی، به ایمان او آسیبی نمیزند و در واقع، هجا گفتن بخشی از زندگی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.