نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

نیک درخط شده ام از قلمت

که مرا قصد بجان می دارد

عثرات من غمگین از بر

همه چون آب روان می دارد

همه در روی رهی می گوید

هر چه طبع تو نهان می دارد

با همه سر سبکی کوراهست

سر بر این خسته گران می دارد

یک زبانست بید گفتن من

ورچه دایم دو زبان می دارد

شبروی می کند اندر خط تو

راه بر خسته دلان می دارد

بامنش رای سیه کاریهاست

راستی را سر آن می دارد

گرچه از غایت صفرا باشد

که زبان تلخ چنان می دارد

در سرش چیزکی از سودا هست

کنده بر پای از آن می دارد

هست دیوانه تر از من صدره

که ز دست تو فغان می دارد

مدهش از پی سودا ترشی

که به سوداش زیان می دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان احساسات عاطفی و غم‌های شاعر می‌پردازد. شاعر از تأثیر قلم و نوشته‌ای بر زندگی‌اش سخن می‌گوید که موجب درد و اندوه او شده است. او به عثرت‌ها و مشکلاتش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که طبعش را نمی‌تواند پنهان کند. همچنین از دیوانگی ناشی از عشق و تأثیرات منفی آن بر روح و روان خود می‌گوید. به طور کلی، شعری است دربارهٔ عشق، مشکلات و تبعات عاطفی آن.