نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رمضانست همین دهن دربند

در دوزخ به خویشتن در بند

بهر دفع زبانی دوزخ

این زبان دروغ زن در بند

روزکی چند با خدا پرداز

در دکّان اهر من در بند

جز به ذکر و دعا دهن مگشای

ورنه هرزه مدارتن در بند

نبود آدمی، ستور بود

که کند رایضش دهن در بند

روزه دار آن بود که شرع کند

حسّ و وهم و خیالش اندر بند

رسنی محکمست قرآنت

خویشتن رابدان رسن در بند

بوی مشکت گر آرزوست نخست

به هوا راه دم زدن در بند

چون رسد کاروان غیبت و فحش

در دروازۀ سخن در بند

پس بخار دهان بجای بخور

بگریبان پیرهن در بند

این بجا آر، ور چنین نبود

از نصیحت زبان من در بند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف ماه رمضان و اهمیت روزه‌داری است. شاعر به نیازی از سکوت و کنترل زبان در این ماه اشاره می‌کند و به انسان‌ها توصیه می‌کند که به جای گفتن سخنان بی‌فایده، ذکر و دعا کنند. او مفهوم روزه‌داری را به عنوان یک حالت فکری و روحی مطرح کرده و تأکید می‌کند که انسان باید حس و خیال خود را در بند کند. شاعر همچنین به قرآن به عنوان نهادی مستحکم اشاره می‌کند و بر ضرورت پرهیز از زبان‌غلامی و فحش در این ماه تأکید دارد. در نهایت، پیام اصلی شعر دعوت به خودکنترلی و توجه به معنویت در دوران رمضان است.