شمارهٔ ۱۶۰ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بزگوارا این خواجگی همه آنست
که روی از پس پرده به خلق ننمایند
برون پرده ضعیفان و ناتوانان را
به دست رنج سپارند و خود بیاسایند
حدیث خسته دلان را بگوش ره ندهند
وگرچه خون جگرها زدیده پالایند
نه گاه راحت درمان دردمند کنند
نه روز شادی بر غمگنان ببخشایند
ببین که چند برفتند تا تو آمده یی
قیاس کن که پس از رفتن تو چند آیند
چو اینچنین بود اولیتر آنچنان باشد
که آن کنند که شان خاص و عام بستایند
بدی چو آمد بدنام از آن بپرهیزند
چو نام نیکو در نیکوی بیفزایند
چو روزگار بخواهد ربود ایشان را
بنقد خود را از روزگار بربایند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی اخلاقیات و رفتارهای انسانی سخن میگوید. نویسنده به انتقاد از کسانی میپردازد که خود را از مشکلات و رنجهای مردم جدا میدانند و تنها به آسایش خود میاندیشند. او تاکید میکند که این افراد از شنیدن درد و رنج دیگران فرار میکنند و هیچ کمکی به آنان نمیکنند. همچنین، به این نکته اشاره میکند که گذر زمان و تغییرات زندگی بر روی این رفتارها تاثیر میگذارد. در نهایت، نویسنده توصیه میکند که باید از کارهای بد دوری کرد و به نیکویی و نام نیک افزوده شود.