نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

از برای محقری ادرار

بارها داده ایم درد سرت

یک درم زان نمی شود حاصل

نیک دانم که هست از آن خبرت

یا ز عجزست این توقف تو

یاز بخلست منع این قدرت

در کلاه تو هیچ پشمی نیست

ای کلاه تو چون سر پدرت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نوعی انتقاد از شخصی می‌کند که در انجام کاری ساده به نظر می‌رسد دچار تعلل و کم‌کاری شده است. شاعر اشاره می‌کند که با وجود تلاش‌های مکرر، نتایج رضایت‌بخشی حاصل نشده و از کم‌کاری یا بخل آن شخص گلایه دارد. در نهایت به طعنه می‌گوید که چیزی در کلاه آن شخص (نماد تفکر یا عقل) وجود ندارد.