شمارهٔ ۲۵۹ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
پریر جود تو با من حدیث بخشش کرد
ز بهر آنکه منش شکر جاودان گویم
من از تکلّف گفتم که نی معاذالله
که من ثنای تو از بهر سوزیان گویم
بگویش خویش فرو گوی از زبان رهی
تو کار خویش همی کن که من خود آن گویم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به ارتباطی معنوی و عاشقانه اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که در مورد بخششهایش با او صحبت کند تا او بتواند شکرگزاری کند. شاعر میگوید که در این بیان هرگز از تکلف و تظاهر استفاده نمیکند و تنها از سوز و عشق درونیاش به ثنای خداوند میپردازد. او همچنین تأکید میکند که خودش به خوبی میداند باید چه بگوید و نیازی به گفتن از سوی دیگران ندارد.