نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ - و له ایضا فی صفة صندوقچه کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای از پی حلّ و عقد دایم

در بند و گشایش او فتاده

جز با محرم ز غایت حفظ

راز دل خود برون نداده

سرکوفته یی و از صلابت

هم بر سر پای ایستاده

از بلعجی زبانت اوّل

گویا شده پس دهان گشاده

خاموشی و گاه نطق لفظت

بی صورت همه حروف ساده

گویا بزبان حال کز من

نتوان طلبید نا نهاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالتی از درونی‌ترین احساسات و رازها می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در پی حل و فصل مشکلات دائمی است و به علت شرایط خاص، قادر به بیان رازهای دل خود نیست. او از صلابت و استقامت خود سخن می‌گوید و در عین حال، به سختی‌های زبان و ناتوانی در بیان احساسات اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که نمی‌تواند آنچه در درون دارد را به راحتی بیان کند.