شمارهٔ ۵۷ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بزگوارا هر چند طبع من در نظر
به رتبتیست که افلاک زیر پایة اوست
ز روزگار به حالیست هر چه رسواتر
وگرچه پردة نام نکو وقایة اوست
من این چنین و خداوند جاه و مال شده
کسی که دزدی اشعار بنده مایة اوست
همای سایه فکن این چنین بود که منم
خود استخوان خورد و ملک زیر سایة اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی مقام و عظمت خود میپردازد و تأکید میکند که هرچند او در جایگاه بالایی قرار دارد، اما در عین حال به حالتی رسوا دچار شده است. او از وجود کسانی حرف میزند که بر روی آثار او سوار شده و از شهرت او بهرهبرداری میکنند. در نهایت، شاعر نسبت به شخصیتی که همواره تحت سایه اوست ابراز نگرانی و تأسف میکند.