شمارهٔ ۵۹ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همه در پای مرگ پست شدند
هر کجا در زمانه پر هنریست
با چنین نکبت هنرمندان
وای آن کز هنر برو اثریست
شکرها می کنم که گرچه مرا
از هنر بهره ییست مختصریست
آسمانا ز من فراتر دار
برو جان هر کجا که خریست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حقیقت تیره و تار هنرمندانی اشاره میکند که با وجود استعدادها و هنرشان، در برابر مرگ و ناپایندگی زندگی به زوال کشیده شدهاند. او به هنر محدود خود اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را در جایی بالاتر از وضعیت فعلیاش ببیند، جایی که ارزشهای واقعی هنر وجود دارد. به این ترتیب، شعر به ضعف هنرمندان و ناپایداری هنر در برابر مرگ میپردازد و آرزوی یافتن مکانی بهتر را بیان میکند.