شمارهٔ ۷۹ - وله ایضا کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
عشّاق که قدر دل شناسند
دل از غم یار برنگیرند
وان راهروان که راه دانند
پای از سر خار برنگیرند
وان دلداران که جانسپارند
دست از دم مار برنگیرند
در پردۀ دوستی نشینند
زان، پرده ز کار برنگیرند
هرچ آن به شمار اندر آید
زان هیچ شمار برنگیرند
هر سفته که آن ز غیب آرند
زان نقد عیار برنگیرند
زان آرزویی که در دل آید
یکّی ز هزار برنگیرند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلبستگی به معشوق است. عاشقان حقیقی به خاطر غم و درد معشوق از دل خود دست نمیکشند و در مسیر عشق با صبر و استقامت پیش میروند. آنها که با دل و جان به عشق میپردازند، از خطرات و سختیها نمیهراسند و از دوستی واقعی دست نمیکشند. این شعر به اهمیت وفاداری و پایداری در عشق اشاره دارد و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند عشق واقعی را تحت تأثیر قرار دهد.