شمارهٔ ۵۲ - خسرو گلبن افسر کرمانی
افسر کرمانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شد وقت آن که از اثر باد صبحدم
بر تخت سبزه خسرو گلبن نهد قدم
گلشن شود ز جلوه عیان در خیال کور
بلبل کند به نغمه اثر در دل اصم
گردد ز بوی غنچه غمین نکهت بهشت
آید ز رنگ لاله خجل گلشن ارم
اکنون که شد ز لاله گلستان صنم ستان
شاید که صوفیان نپرستند جز صنم
همدم، بده پیاله که وقتی است جانفزا
محرم، بیار باده که عیشی است مغتنم
سبزه چو خط دلبر چینی است دلربا
غنچه چو لعل شاهد رومی است مبتسم
برق صباح را همه دم ناله بی جفا
جام صبوح را همهجا گریه بیستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای صبحگاه و طبیعت اشاره میکند. باد صبحگاهی روی گلهای سبز و زیبای باغ میوزد و حالتی دلانگیز به محیط میبخشد. بلبلها با نغمههای خوش خود، احساسات را بیدار میکنند و عطر خوش غنچهها یادآور بهشت است. رنگهای شاد لالهها و زیباییهای گلشنی، جو شادی ایجاد میکند و شاعر به مینوشی و لذت از زندگی دعوت میکند. در نهایت، او به زیبایی سبزه و غنچهها به عنوان نمادهای دلربایی اشاره میکند و از لذتهای بینظیر صبح و باده یاد میکند.