قصاید — دیوان اشعار افسر کرمانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۸ - منظور هر منظر — جان برخی خاک رهت، باد ای علیّ مرتضا
- شمارهٔ ۱ - در توحید باری عزّ شأنه — ای شده از صنع قدرت تو هویدا
- شمارهٔ ۶ - آفتاب برج فتوّت — چو گاه شام بدل شد عذار لاله حمرا
- شمارهٔ ۷ - گل گلزار علیین — تو را ای مرغ دل تا کی، در این منزل بود مأوی
- شمارهٔ ۳ - آیینه یزدان — خجسته زمانی است بس بهجت افزا
- شمارهٔ ۵ - جهانبان ملک نبوّت — سحرگه ز مهر مهی روح افزا
- شمارهٔ ۲ - آیینه پاک — دی آمد و کالای چمن برد به یغما
- شمارهٔ ۴ - مهر درخشان — شبا هنگام چون شد ناپدید این گوهر رخشا
- شمارهٔ ۱۶ - فرش و عرش — وصفت ای شاه برون از حد درک بشر است
- شمارهٔ ۱۲ - مُنجی دور زمان — ماه من، ای کز رخت دایم بتاب است آفتاب
- شمارهٔ ۱۰ - رسوای عشق — بامدادان قاصدی از کوی یار آمد مرا
- شمارهٔ ۱۴ - جنت کوی او — زلف دلدار من، ای سلسله ها گشته اسیرت
- شمارهٔ ۱۵ - داور کشور جان — ای سهی سرو که هر سوی به نازت گذر است
- شمارهٔ ۱۳ - شعله دوزخ گُل آید — روی یارم، ای خجل از تابش نور، آفتابت
- شمارهٔ ۹ - جام جهان بین — زد ابر دگرباره به گلزار خیم را
- شمارهٔ ۱۱ - سُلطانِ اوادنی قُباب — طره پر پیچ و تابت از دلم بربوده تاب
- شمارهٔ ۱۸ - روضه خلد — جنت این، یا فضای گلزار است
- شمارهٔ ۲۲ - افسر سلیمان — ای مهر رویت از مه گردون گرفته باج
- شمارهٔ ۲۳ - صبح سرمد — زهی، ای که دلها به هجر تو آمد
- شمارهٔ ۱۹ - مظهر اوصاف حقّ — دیری است که جان در قفس جسم اسیر است
- شمارهٔ ۲۰ - عدالت جاوید — دیده ام دوش غزالی و دلم با غزل است
- شمارهٔ ۲۱ - دهقان و سلطان — بتا، صباح همایون عید قربان است
- شمارهٔ ۱۷ - دامنی از اخترکان — ای سهی سرو، که هر سوی بنازت گذراست
- شمارهٔ ۲۴ - عیش مُخَلَّدْ — دی قاصد دلبر ز در حجره درآمد
- شمارهٔ ۲۸ - آیینه آفتاب — ای دل گمشده باز آی که آمد به شهود
- شمارهٔ ۳۲ - داور فرخ رُخ — صباح عید بازآمد به فیروزی و فال و فرّ
- شمارهٔ ۲۶ - سجده گاه عاشقان — طوطی طبعم دگر آغاز شیوایی کند
- شمارهٔ ۲۹ - بهار و یار — رسید مژده که اینک صباح عید رسید
- شمارهٔ ۲۵ - نوبهار آمد — نوبهار آمد که باغ و راغ را زیور کند
- شمارهٔ ۳۰ - میرغضنفرفر — تویی ای عارضِ جانان، تویی ای طلعتِ دلبر
- شمارهٔ ۲۷ - اسکندر گل — وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند
- شمارهٔ ۳۱ - امام عوالم — تعجب از آن روی چون مهر انور
- شمارهٔ ۳۶ - ندای سروش — ز گاه خواب شب دوش تا به وقت سحر
- شمارهٔ ۴۰ - دارای جهاندار — خط نیست ز آیینه روی تو پدیدار
- شمارهٔ ۳۷ - شاهد غیب — دارم ز دست چرخ همی شام تا سحر
- شمارهٔ ۳۸ - هلالِ عید — ساقی هلال عید بر آمد ز کوهسار
- شمارهٔ ۳۵ - آیینه صبح — صبح هنوز این عروس حجله خاور
- شمارهٔ ۳۴ - کاشف غیب — وزید بر تن خوابیدگان نسیم سحر
- شمارهٔ ۳۳ - یک جهان خورشید — زره رسید بصد گونه جاه و حشمت و فرّ
- شمارهٔ ۳۹ - جلوه پروردگار — حیدر صفدر علی، شاهنشه ملک وقار
- شمارهٔ ۴۱ - زنده جاوید — برده ز جان ها قرار زلف دلاویز یار
- شمارهٔ ۴۲ - عروس گلزار — باز پیرانه سر از باد بهار
- شمارهٔ ۴۵ - خیمه سیمگون — وقت آن شد که دگر در گلزار
- شمارهٔ ۴۶ - مهر منیر — باز می بینم به عالم طرفه جشنی بی نظیر
- شمارهٔ ۴۳ - در سوگ همسر خود — کنون که عهد ربیع است و روزگار بهار
- شمارهٔ ۴۴ - صبح صادق — داد دیگر بار زیور باغ را ابر بهار
- شمارهٔ ۴۸ - مشتاق رضای حق — دوشینه به ره دیدم خندان و غزلخوانش
- شمارهٔ ۴۷ - کیمیای مهر — ای کرده کاینات صفات تو را سپاس
- شمارهٔ ۵۲ - خسرو گلبن — شد وقت آن که از اثر باد صبحدم
- شمارهٔ ۵۱ - آب حیات — ای صنم نازنین، ناز تو بر جان دل
- شمارهٔ ۵۳ - گنج حقیقت — ای ایزد یکتا را، تو مظهر اعظم
- شمارهٔ ۵۵ - جلوه دوست — ساقی از آن مدام روانبخش لعل فام
- شمارهٔ ۵۰ - در وادی سلوک — زهی از توام حل، جمیع مشاکل
- شمارهٔ ۵۶ - دولت بیدار — افتاد چتر دولت بیدار بر سرم
- شمارهٔ ۵۴ - میرِ مُلک آرا — بیا این چشم صورت بین بنه ای دل دمی برهم
- شمارهٔ ۴۹ - کلام الله ناطق — جهان شوخی است دستان ساز و دلها گرم دستانش
- شمارهٔ ۵۸ - در کوی عشق — تا عشق را قدم بسر کو نهاده ایم
- شمارهٔ ۶۰ - آن سرو سیم تن — دوش از درم درآمد، آن سرو سیم تن
- شمارهٔ ۶۴ - آفتاب کشور خوبان — صبح چو مهر از درم درآمد جانان
- شمارهٔ ۵۷ - درسوگ همسر خود — فلک جمعیتم بر هم زند، خواهد پریشانم
- شمارهٔ ۶۳ - روضه رضوان — بنال ای خطه یزد و ببال ای ساحت کرمان
- شمارهٔ ۵۹ - والی ولایت مطلق — ماند به نسترن تن آن سرو سیمتن
- شمارهٔ ۶۲ - جام آفتاب — آمد زمان آنکه دلارام عاشقان
- شمارهٔ ۶۱ - شاه اورنگ امامت — دی به تأدیبم ادیبی نکته سنج و نکته دان
- شمارهٔ ۶۹ - شبی شبه سان — شبی چو زلف دلارام مشک فام و شبه سان
- شمارهٔ ۶۸ - ای زلف بتم — زلف بتم، ای جادوی حیلت گر فتان
- شمارهٔ ۷۲ - اختر برج جمال — ز مقدم فروردین، ماه طراوت نشان
- شمارهٔ ۷۱ - مهر سپهر جلال — تاخت بکاخ حمل، خسرو خور تا عنان
- شمارهٔ ۷۰ - ارمغان — آوخ که شد ز تیر غمت قامتم کمان
- شمارهٔ ۶۷ - نقطه پرگار — ای یوسف جان تا کی، در چاه تنی پنهان
- شمارهٔ ۶۵ - با کاروان نور — فرو ریزم از دوری روی جانان
- شمارهٔ ۶۶ - دل ایمن — چرا ایمن نباشد دل، چرا ساکن نگردد جان
- شمارهٔ ۷۴ - شاهد بزم ازل — ای حجت عظمای حق، مولی امیرالمؤمنین
- شمارهٔ ۸۰ - دیدار آفتاب — ای که اندر گلشن خوبی گلی نشکفته است
- شمارهٔ ۷۶ - آیت حُسن — عید است و شاه دلبران در بزم دل باشد مکین
- شمارهٔ ۷۳ - خدیو کشور توحید — به مصر باختر چون یوسف خور گشت در زندان
- شمارهٔ ۷۸ - زلزله کرمان — داورا، دریادلا، ای آن که در هنگام خشم
- شمارهٔ ۷۵ - پیک صبا — ای صبا، ای نفست قافله فروردین
- شمارهٔ ۷۹ - عید عاشقان — عید است و بسته هر کران، زیبا بتان زیور همه
- شمارهٔ ۷۷ - نوبهار — اگر سری است با گلت به عارض نگار بین
- شمارهٔ ۸۸ - طرحی نو — دوش اندر آمد از درم، خوش خوش نکو دلدارکی
- شمارهٔ ۸۲ - طاووس جنت — از زلف تا به دوش بتم پا نهادهای
- شمارهٔ ۸۴ - آیت عدل — زلفکا، وه، وه، تو آن مشکین رسن پرچین نقابی
- شمارهٔ ۸۳ - نقش چلیپا — ای زلف تا به دوش بتم پا نهادهای
- شمارهٔ ۸۶ - خسرو خوبان — مرا کی صبح روشن زا یک امشب در کنار استی
- شمارهٔ ۸۱ - با سالکان کوی دوست — مرا به خانه ی درون، دلی بود از آن تو
- شمارهٔ ۸۷ - خزان عاشقان — با آن بهار خوبی و گلزار دلبری
- شمارهٔ ۸۵ - بهار بی خزان — مرا کاین صبح روشن زا یک امشب در کنار استی