بهار کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
زاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید
باد به گل بر بَزید گل به گل اندر غژید
یاسمن لعلپوش سوسن گوهرفروش
بر زنخ پیلگوش نقطه زد و بشکلید
دی به دریغ اندرون ماه به میغ اندرون
رنگ به تیغ اندرون شاخ زد و آرمید
سرکش بربست رود باربدی زد سرود
وز می سوری درود سوی بنفشه رسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و احساسات و تصاویر شاعرانه میپردازد. زاغ بیابانی به تنهایی در بیابان زندگی میکند و باد گلزار را نوازش میکند. گلها در جوار هم به زیبایی میرقصند و یاسمن و سوسن به نوبه خود جلوهگری میکنند. در ادامه، شاعر به رنگ و زیبایی گلها اشاره میکند که به شکل خاصی جلوه میکنند. در نهایت، موسیقی و سرود باربد به زیباییهای طبیعت و بوی خوش میافزاید و به بنفشه و زیبایی آن اشاره میکند. به طور کلی، شعر فضایی زیبا و شاعرانه را به تصویر میکشد.