پیری و پشیمانی کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپرهودم
به مدحت کردن مخلوق، روح ِ خویش بشخودم
نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
جوانی در حال خداحافظی است و احساس میکند که باید برود. او میداند که سوختن در عشق و احساسات سخت است، اما این را به جان میخرد. او درباره ستایش مخلوقات صحبت میکند و میگوید که تنها خداوند را شایسته ستایش میداند و از نکوهش دیگران نمیهراسد.