حکمت کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه
زیانشان مور را باشد دو درشان هست یک خانه
اگر ابروش چین آرد ، سزد گر روی من بیند
که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه
چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید
بباید زیر ننمودن همان یک روز پیمانه
کنون جویی همی حیلت که گشتی سست و بی طاقت
تو را دیدم به برنایی ، فسار آهخته و لانه
اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر
صیاد از دور ، نک دانه برهنه کرده لوسانه
طبایع گر ستون ِ تن ستون را هم بپوسد بن
نگردد هرگز آن فانی ، کش از طاعت زنی فانه
نباشد میل فرزانه به فرزند و زن هرگز
ببرّد نسل این هر دو نبرّد نسل فرزانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نکتهای فلسفی و عمیق در مورد زندگی و مرگ اشاره دارد. شاعر به انسانهای دانا و زیرک میپردازد و بیان میکند که اگرچه آنها ظاهراً در زندگی بینیاز هستند، اما با توجه به شرایط و چالشهای زندگی، آسیبهایی نیز متوجهشان میشود. شاعر میگوید که در زندگی، همه چیز به زودی از دست میرود و مانند پیمانهای که عمر را میسنجد، به پایان خواهد رسید. انسانها باید از عمر خود به درستی بهرهبرداری کنند و حواسشان به فریبندگی دنیا و غفلت از مرگ باشد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که در نهایت، هیچ چیز نمیتواند انسان را از مرگ نجات دهد و وابستگی به خانواده و نسلپروری نیز نمیتواند جلوی فنا را بگیرد. در واقع، زندگی و مرگ اجزای جدایی ناپذیر همدیگر بوده و حکمت و خرد در پذیرش این حقیقت نهفته است.