نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم خاقانی

خاقانی شروانی / قصاید / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

با آنکه به موی مانم از غم

موئی ز جفا نمی‌کنی کم

دندان نکنی سپید تا لب

از تب نکنم کبود هر دم

گر گونهٔ غمگنان ندارم

زان نیست که هستم از تو خرم

دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراک

بسیار دمیدم آتش غم

از جور تو آفتاب عمرم

بالای سر آمده است ارحم

خاقانی را به نیش مژگان

بس کز رگ جان گشاده‌ای دم

در خاطر او ز آتش و آب

عشق تو سپه کشد دمادم

زان آتش و آب رست سروی

کز فیض بهاء دین کشد نم

مصباح امم امام اکمل

مفتاح همم همام اکرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مجموعه‌ای از احساسات درد و غم در اثر عشق در این شعر به تصویر کشیده شده است. شاعر با تصاویری مانند "مو" و "دندان" نشان می‌دهد که چگونه غم و جفا به روح و جسم او آسیب رسانده‌اند. او همچنین به حرارت و آتش عشق اشاره می‌کند که زندگی‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده است. باوجود همه این دردها، شاعر تأکید می‌کند که وجود محبوبش باعث خوشحالی او می‌شود. در نهایت، نام بردن از "امام" و "همام" به بعد معنوی و امیدواری در زندگی و عشق اشاره دارد.