خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۸ — گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا
- غزل شمارهٔ ۳ — خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا
- غزل شمارهٔ ۷ — به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
- غزل شمارهٔ ۲ — طبعِ تو دمساز نیست عاشقِ دلسوز را
- غزل شمارهٔ ۱ — ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها
- غزل شمارهٔ ۴ — رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
- غزل شمارهٔ ۶ — به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
- غزل شمارهٔ ۵ — ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲ — درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ — گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب
- غزل شمارهٔ ۱۳ — سر به عدم درنه و یاران طلب
- غزل شمارهٔ ۱۵ — مستِ تمام آمده است بر در من نیم شب
- غزل شمارهٔ ۱۰ — اری فیالنوم ما طالت نواها
- غزل شمارهٔ ۱۶ — به یکی نامهٔ خودم دریاب
- غزل شمارهٔ ۹ — ای پار دوست بوده و امسال آشنا
- غزل شمارهٔ ۱۱ — جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
- غزل شمارهٔ ۱۹ — کار عشق از وصل و هجران درگذشت
- غزل شمارهٔ ۲۴ — کار گیتی را نوائی مانده نیست
- غزل شمارهٔ ۲۳ — دل پیشکش تو جان نهاده است
- غزل شمارهٔ ۲۱ — پای گریز نیست که گردون کمانکش است
- غزل شمارهٔ ۲۰ — انصاف در جِبلَت عالم نیامده است
- غزل شمارهٔ ۱۷ — ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
- غزل شمارهٔ ۲۲ — تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۱۸ — رویم ز گریه بین چو گِلین کاهْ زیرِ آب