نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - در تهنیت ولادت فرزند اخستان شاه خاقانی

خاقانی شروانی / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

صبح چو کام قنینه خنده برآورد

کام قنینه چو صبح لعل‌تر آورد

کاس بخندید کز نشاط سحر گاه

کوس بشارت نوای کاسه‌گر آورد

چار زبان رباب دوش به مجلس

از طرب این هشت گوش را خبر آورد

جنبش ده ترک لرزه دار ز شادی

هندوی نه چشم را به بانگ درآورد

تا به هم اسرار بزم شاه بگویند

مرغ صراحی به گوش جام سر آورد

نامزد خرمی است شاه که گردون

نامزد دولتش به بام برآورد

هفت کواکب ز نه سپهر به ده نوع

هشت جنان را نثار ما حضر آورد

دوش معلق زنان کبوتر دولت

آمد و اقبال نامه زیر پر آورد

نامهٔ اقبال بر گشادم و دیدم

کز طربم سفته‌های تازه‌تر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر تصویری زیبا از صبح و شادی را به تصویر می‌کشد. صبح با لبخند و شادی آغاز می‌شود و نشاط سحرگاهی در همه جا پخش است. ساز و آوازی دلنشین در میان جمع شنیده می‌شود و همه به شادی و رقص و آواز مشغولند. شاعر به بزم شاه اشاره می‌کند و از اقبال و خوشحالی او سخن می‌گوید. احساس شادی و خرمی در فضا جاری است و شادابی و خوشبختی به زندگی مردم رونق می‌بخشد. در نهایت، شاعر نامه‌ای از اقبال را باز می‌کند و از طرب و تازگی زندگی خود خبر می‌دهد.