نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل در طلبت چو بند گردد

ترسم که سخن بلند گردد

جانا به خدا توان رسیدن

زلف تو اگر کمند گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و longing (اشتیاق) است. شاعر می‌گوید که دل او به شدت به دنبال معشوق است و نگران است که این احساسات به طور علنی و بلندابرانگیز شوند. او به معشوق خود می‌گوید که اگر زلف او به اندازه کمندی باشد، می‌تواند به او برسد و به آرزویش دست یابد. در واقع، این اشعار نشان‌دهنده‌ی تمایل و آرزو برای نزدیک شدن به معشوق است.