شمارهٔ ۱۱۲ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سپید کار سیه دل سپهر سبز نمای
کبود سینه و سرخ اشک و زرد رویم کرد
بماند رنگش چون داغ گاز ران بر من
مگر مرا ز خم رنگرز برون آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف رنگها و تأثیر آنها بر احساسات شاعر میپردازد. او از رنگهای مختلفی مانند سپید، سبز، کبود، سرخ و زرد یاد میکند و تأکید میکند که این رنگها همواره در ذهنش باقی میمانند و همچون داغی بر او تأثیر میگذارند. شاعر آرزو دارد که از این تأثیرات رهایی یابد و از قید آنها خارج شود.