نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۶ - در توصیف قلم و دوات خود خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دوات من ز برون جدول و درون دریاست

نهنگ و آب سیاهش عجب بدان ماند

عمود صبح ندیدی سواد شام در او

دوات من به دو معنی بدان نشان ماند

رواست کو ید بیضای موسوی است دوات

که خامه نیز به ثعبان درفشان ماند

زبان خامهٔ جوشن در زره بر من

به دور باش سنان فعل و تیرسان ماند

چو خسروان گذرم بر مصاف نطق و دوات

از آن به خانهٔ زراد خسروان ماند

عنان جیحون در دست طبع خاقانی است

از آن جهت به سمرقند خضرخان ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوات (مقوای نوشتن) خود به عنوان نمادی از خلاقیت و هنر سخن می‌گوید. او دوات را به دریا و نهنگ تشبیه کرده و به تأثیرات نور صبح و شب بر آن اشاره می‌کند. شاعر به دوگانگی دوات و معنای آن پرداخته و به توانایی خود در نوشتن و بیان افکارش می‌بالد. او همچنین به نبوغ و قدرت کلامش در کنار هنر نوشتن اشاره کرده و با تشبیه‌های زیبا از قدرت و زیبایی آثارش می‌گوید. در پایان، شاعر به جغرافیای خلاقیتش و ارتباطش با سرزمین سمرقند اشاره می‌کند.