نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۳ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آسمان داند که گاه نظم و نثر

بر زمین چون من مبرز کس ندید

در بیانم آب و در فکر آتش است

آبی از آتش مطرز کس ندید

ز آتش موسی برآرم آب خضر

ز آدمی این سحر و معجز کس ندید

از دو دیوانم به تازی و دری

یک هجا و فحش هرگز کس ندید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف استعداد و هنر شاعر در بیان و ادبیات می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هیچ‌کس مانند او نمی‌تواند نظم و نثر را به خوبی ارائه کند. او در بیانش آب و در فکرش آتش دارد و می‌گوید که از آتش می‌تواند آب خضر را بیافریند و این نوع سحر و معجزه از آدمی دیگر دیده نمی‌شود. در پایان نیز به دو زبان (تازی و دری) اشاره کرده و بیان می‌کند که هیچ‌کس نتوانسته است مانند او به زیبایی و فصاحت سخن بگوید.