شمارهٔ ۱۸۴ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خاقانیا ز عارضهٔ درد دل منال
کز ناله هیچ درد نشان بهی ندید
بیمار روزگار هم از اهل روزگار
روی بهی ندید که جز روبهی ندید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضعیت دردناک و ناامیدکننده خود اشاره میکند. او از بیتوجهی دیگران به درد دلش شکایت دارد و میگوید که در میان مردم زمانهاش، هیچ نشانهای از همدردی یا زیبایی نمیبیند و تنها نظارهگر رنج و سختی است. به عبارت دیگر، او احساس تنهایی و بیپناهی میکند و هیچ امیدی به بهبودی نمیبیند.