نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم

چه پرسی ز من حال دل چون ندارم

غریق دو طوفانم از دیده تا لب

ز خونابِ این دل که‌اکنون ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و روز ناخوش خود سخن می‌گوید. او یاد می‌کند که روزگاری دلی پر از احساسات و امید داشته، اما اکنون آن را از دست داده است. احساس غم و ناامیدی او به حدی است که خود را در میان دو طوفان احساسات غرق می‌بیند و این درد و رنج ناشی از فقدان دلش را توصیف می‌کند.