شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ
شش دانگ بود راست بهر کفهای که سخت
در بیع گاه دهر به بادی بداد عمر
در قمرهٔ زمانه به خاکی بباخت بخت
جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق
عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت
زین غبن چتر روز چرا نیست ریز ریز
زین غم عمود صبح چرا نیست لخت لخت
آن نقش جسم اوست نه او در میان خاک
شبه مسیح شد نه مسیح از بر درخت
خاقانیا مصیبت عم خوار کار نیست
هین زار زار نال که کار اوفتاد سخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد و بررسی ارزش واقعی انسانها و موقعیتهای زندگی میپردازد. او به موضوعاتی چون ناپایداری زندگی، فقدان و مصیبتها اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه زمان و سرنوشت میتوانند باعث از دست رفتن بخت و موقعیتها شوند. او با استفاده از تصاویری چون "عطارد" و "سلیمان" سعی دارد عمق درد و غم را به تصویر بکشد. در نهایت، شاعر از شنونده میخواهد که بر فراق و ضایعههای زندگی توجه کند و از احساسات خود ابراز نالید.