نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ز آل غانم اگرچه نفعی نیست

باری آسوده‌اند عالمیان

وای بر عالم ار فکندی حق

کار عالم به دست غانمیان

وقت آن کز نسب نهد خود را

از ملایک نهد نه ز آدمیان

اول از شیر سرخ لاف زند

پس درآید سگ سیه ز میان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی اوضاع اجتماعی و اخلاقی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به این مسئله اشاره می‌کند که اگرچه نسل غانم (و یا هر نسل دیگری) فایده‌ای ندارد، اما عالمیان در آسودگی به سر می‌برند. او به عالم هشدار می‌دهد که اگر حق را به کناری بگذارد و به نسل غانم وابسته شود، وضعیتش به خطر خواهد افتاد. شاعر بر این باور است که انسان باید از ریشه‌های پاک و فرشته‌گون خود (ملایک) مایه بگیرد، نه از نسل‌های نادرست و آلوده (آدمیان). در انتهای شعر، به تضاد میان فضیلت و رذیلت اشاره می‌کند و تحولاتی را توصیف می‌کند که ممکن است دروغین به نظر برسند.