شمارهٔ ۲۸۲ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منم سرآمد دوران که طبع من داند
چهار جوی جنان از پی جهان کندن
به من به جنبش همت توان رسید بلی
گهر چگونه توان یافت جز به کان کندن
هزار سال فلک جان کند نشیب و فراز
که چون منی به کف آرد مگر به جان کندن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به قدرت و استعداد خود اشاره میکند و میگوید که فقط کسی که تلاش کند و سختی بکشد، میتواند به موفقیت دست یابد. او با اشاره به چهارچوبهای دنیوی و جستجوی بهشت، به این نکته میپردازد که دستیابی به اهداف بزرگ نیازمند زحمت و پشتکار است. شاعر همچنین به تاریخ و گذر زمان اشاره میکند و بیان میکند که چگونه باید با فداکاری و تلاش، به آنچه میخواهد دست یابد.