نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لوریی گفت مرا در عرفات

که می و بنگ نگیرم پس از این

گرچه زنگی لقبم بهر نشاط

عادت زنگ نگیرم پس از این

تو گوا باش که چو کردم حج

می گلرنگ نگیرم پس از این

توبه چون بیخ فرو برد به دل

شاخ هر شنگ نگیرم پس از این

دست سلطان خرد بوسه زدم

پای سرهنگ نگیرم پس از این

نامور تیغم با جوهر نور

ظلمت ننگ نگیرم پس از این

صیقل عقل جلا داد مرا

تا دگر زنگ نگیرم پس از این

شاهد دوست که‌ش افتاد جهان

در برش تنگ نگیرم پس از این

ناخن چنگ گرفتم که دگر

زلف در چنگ نگیرم پس از این

چنگ چون در رسن کعبه زدم

گیسوی چنگ نگیرم پس از این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به تجربه‌های معنوی و روحانی خود در عرفات اشاره می‌کند. او از تصمیم خود برای ترک عادات ناپسند سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که پس از این، از نوشیدن مشروبات الکلی و رفتارهای نادرست دوری خواهد کرد. او به تاثیرات معنوی حج اشاره می‌کند و بیان می‌کند که توبه واقعی در دل او ریشه‌دار شده است. شاعر همچنین از زیر بار ظلم و ناپاکی جدا شده و بر تلاش برای پاکی و نورانیت تأکید می‌کند. به طور کلی، این اشعار بیان‌کننده احساس عزم و اراده شاعر برای زندگی‌ای بهتر و معنوی‌تر است.