نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۲ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اَبَر دستا ز بحر جود مرا

عنبر دُر ثمن فرستادی

یَمن و ترک هست شوم و به من

یُمن فالِ یَمن فرستادی

طغرلی و همای و بلبل را

زاغِ طوطی سخن فرستادی

شاه شیران توئی که طَرفه غزال

صید کردی به من فرستادی

گر فرستادی‌اَم غلام حبش

بس که ترک ختن فرستادی

خادم ساده دل منم که مرا

خادم ساده تن فرستادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌ها و محبت‌های فرستاده شده از سوی محبوب به شاعر می‌پردازد. شاعر از جنبه‌های مختلف محبت و هدایای معنوی و مادی صحبت می‌کند، از جمله جواهرات و نشانه‌های زیبایی. او به توصیف ویژگی‌های محبوب ترسیم می‌کند و در نهایت به سادگی و دل‌باختگی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که خود را در مقایسه با محبت‌های عظیم او، ناچیز حس می‌کند.