شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغداد خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا
دورانگه سپهر و سفرگاه انجمی
از نور و نور و سور و سرور و چراغ و باغ
چرخ چهارمی نه که فردوس هشتمی
هستت ز رنگ و بوی همه چیزها ولیک
آوخ که نیست بوی دل و رنگ مردمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای باغ بغداد و فضایل آن اشاره دارد و به وصف نور، شادی و زیباییهای طبیعی میپردازد. شاعر با اشاره به ویژگیهای ظاهری باغ، از نبودن عواطف و روح انسانی در آن حسرت میخورد و بر فقدان بوی دل و رنگ انسانیت تأکید میکند.