نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ - در شکر خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

من که خاقانیم به منت شاه

پشت خم کرده‌ام ز بار عطا

شاخ را پشت خم کند میوه

هم ز فیض سحاب و بر صبا

شکر دارم که فیض انعامش

داد نان پاره و آبروی مرا

مرغ کابی خورد به کشور شاه

کند از بهر شکر سر بالا

من که نان ملک خورم به سجود

سر به زیر آرم از برای دعا

همه کس ز آسمان کند قبله

پشت گرداند از رکوع دوتا

و آسمان بر درش سجود آورد

گفت سبحان ربی الاعلی

جود شاه ارچه رزق را سبب است

لیکن آن را مسبب است خدا

حسب رزق از خدای دارم و بس

حسبنا الله وحده ابدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به نعمت‌های الهی و لطف شاه اشاره می‌کند. او خود را از خاقانیان می‌داند و به خاطر عطای شاه سر به زیر دارد. مانند میوه‌ای که به خاطر بارش باران خم می‌شود، او نیز به فیض و رحمت خداوند و شاه شکرگزاری می‌کند. او در عین حال تأکید می‌کند که رزق و روزی را تنها از خداوند می‌داند و از نعمت‌های او خرسند است. شاعر با اشاره به سجود آسمان و اشاره به خداوند، بر این نکته تأکید می‌کند که جود و انعام شاه تنها سبب رزق است و اصل و مسبب اصلی خداوند است. در پایان، او تأکید می‌کند که تکیه‌گاه او تنها خداست.