شمارهٔ ۵۷ - در مرثیهٔ منوچهر شروان شاه خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آب حیوان مجوی خاقانی
که منوچهر خضر خو مرده است
نوبت راحت و کرم بگذشت
تا چراغ کیان فرو مرده است
راحت آن روز رفت کو رفته است
کرم آن روز مرده کو مرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر خاقانی، شاعر به ناراحتی و اندوهی اشاره میکند که ناشی از فوت منوچهر خضر خو است. او بیان میکند که زمان خوشی و نعمت به پایان رسیده و حالا دیگر نور و روشنی وجود ندارد. شاعر به وضعیت دردناک و فقدانی اشاره دارد که در آن راحتی و کرم دیگر وجود ندارد، زیرا هر دو مفهومی که زندگی و شادی را به همراه داشتند، رفتهاند.