شمارهٔ ۷۸ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خطی مجهول دیدم در مدینه
بدانستم که آن خط آشنا نیست
بر آن خط اولین سطری نبشته
که جوزا نزد خورشید سما نیست
به جان پادشا سوگند خوردم
که نزد پادشاه جز پادشا نیست
چو خاقانی نداند کاین چه سر است
جواب این سخن گفتن روا نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک خط ناشناخته اشاره میکند که در مدینه دیده و از آن متوجه میشود که این خط آشنا نیست. او میگوید که این خط اولین سطرش نوشته شده و به نوعی از جوزا و خورشید جداست. شاعر به پادشاه سوگند میخورد که تنها پادشاه، خود پادشاه است و اگر خاقانی (شاعر) نداند که این خط چه معنایی دارد، در مورد آن صحبت کردن حقیقتاً بیفایده است.