شمارهٔ ۲۵ - فی التوحید الله عزّ اسمه خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / مدایح و مناقب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای به قدرت سنگ را لعل بدخشان ساخته
ماه را منجوق این پیرزه ایوان ساخته
شهسوار نقره خنگ چرخ را یعنی قمر
گاه سیمین گوی و گه زرّینه چوگان ساخته
صف شکافان سپاه شوق یعنی عاشقان
خویش را در کیش سودای تو قربان ساخته
زرده ی گردون نورد تیز تاز شرق را
بر فراز قلّه کهسار میدان ساخته
در کمین کُن کمانداران ملک کبریا
ناوک از شاخ گل و از غنچه پیکان ساخته
قلعه گیران خدنگ انداز حکمت از شهاب
هر شبی بر دیو سرکش تیرباران ساخته
بینوایان چمن را قدرتت در ماه مهر
از درست جعفری برگ زمستان ساخته
کرده ابداع تو رمانرا پر از یاقوت ناب
وانگه از زر حقّه ی یاقوت رمان ساخته
در ضیافت خانه ی فضل تو خوانسالار صنع
ماه را قرص و فلک را سبزه خوان ساخته
حکمتت هر سال بر این گرد خوان نقره کوب
بره را از آتش خورشید بریان ساخته
تا ز بهر گوسفند آب آورد باروی کار
دلو چرخ آبگون از بهر کیوان ساخته
گلبنان و بلبلانرا کار ساز لطف تو
عود سوز و عود ساز بزم بستان ساخته
انس و جانرا بارها از آتش دل سوخته
و اهل دل را کارها در عالم جان ساخته
خلعت خلّت کرامت کرده ابراهیم را
و آتش نمرود را بروی گلستان ساخته
غیرتت یعقوب محنت دیده را جان عزیز
در فراق ماه کنعان بیت احزان ساخته
تیره شب را طره چون موی صفورا تافته
روز را رخ چون کف موسی عمران ساخته
امر بیچون تو موری ناقص بی وقع را
پایه ی تخت از کف دست سلیمان ساخته
بر جبین چرخ روئین تن بفرمانت هلال
هر سرمه نقشی از ابروی دستان ساخته
شام را چون چین جعد حور کرده مشک فام
بام را خرّم چو صحن باغ رضوان ساخته
جان خواجو را که مرغ بوستان کبریاست
شکر شکر تو طوطی خوش الحان ساخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش قدرت و زیباییهای خلقت میپردازد و از هنر و آفرینش خداوند تعریف میکند. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویری زیبا، مانند سنگهای قیمتی، ماه، سپاه عاشقان، و مفاهیمی چون حکمت و فطرت، نشان میدهد که چگونه همه چیز در عالم وجود با دقت و زیبایی ساخته شده است. او به کارکرد قدرت خدا در طبیعت و در زندگی انسانها اشاره میکند و به تصویر کشیدن زیباییهای عالم از جمله گلها، چمن و آتش دل، حس عمیق عشق و شکرگزاری را منتقل میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات و نعمتهای الهی بر زندگی انسانها و کارایی و شکلگیری جهان هستی اشاره میکند. در نهایت، او خواجو، شخصیت اصلی شعر، را به عنوان نشانهای از زیبایی و لطافت در عالم توصیف میکند.