نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ - فی مدح الصاحب الاعظم رکن الحق و الدین عمید الملک خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / المطائبات و المقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مهدی ثانی عمید الملک رکن داد و دین

ایکه دوزخ ز آتش قهرت شراری بیش نیست

شیر چرخ چنبری کاقصای عالم صید اوست

کمترین سگبان خیلت را شکاری بیش نیست

نه فلک کز هفت کشور بر سر آمد در علو

ز آستان قبّه قدرت غباری بیش نیست

پاسبان هفتمین طارم که کیوان نام اوست

بر جناب بارگاهت پرده داری بیش نیست

ترک خنجرکش که بر پنجم فلک خنجر کشد

روز کین از لشکرت خنجر گزاری بیش نیست

شهسوار قصر زنگاری که شاه انجمست

از سپاهت کمترین ابلق سواری بیش نیست

ماه نو با نعل شبرنک تو دارد نسبتی

ورنه اندر گوش گردون گوشواری بیش نیست

سرور از آن بختیان کارند خرج مطبخت

هفت گردونرا که می بینی قطاری بیش نیست

ابر و دریا را که با دست تو نسبت می کنند

از محیط فیض انعامت بخاری بیش نیست

عالمی مستغرق دریای انعامت ولیک

حاصل این بنده گوئی انتظاری بیش نیست

آفتاب ار سرخ بر می آید از مشرق رواست

کز فروغ نور رایت شرمساری بیش نیست

چرخ اگر درّاعه نیلی بپوشد گو بپوش

زانک بر مرگ حسودت سوگواری بیش نیست

نحس اکبر بر سپهر از سهم تیغ هندیت

هندوی سرگشته بر نیلی حصاری بیش نیست

دشمنت گر فی المثل بر تخت باشد تحت تست

زانک تختش از سر تحقیق داری بیش نیست

باد فرمانت مدار مرکز علوی از انک

چرخ را بر مرکز سفلی مداری بیش نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف مقام والای یک شخصیت بزرگ و قدرتمند می‌پردازد، که به نظر می‌رسد معانی عمیق و حکیمانه‌ای را در بردارد. شاعر به تشبیه و مجازهای گوناگون به توصیف او می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که دنیا و همه موجوداتش در مقایسه با عظمت او چیزهایی کم‌اهمیت و سطحی هستند. شاعر به زیبایی به قدرت خداوند و مقام والای این شخصیت اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر آتش دوزخ نیز ناشی از قهر او باشد و فلک نیز بر او سایه بیفکند، در واقع تمام اینها زائیده قدرت و اراده او هستند. او همچنین به قدرت‌هایی که در عالم وجود دارند اشاره می‌کند و می‌گوید که همه آنها در برابر این شخصیت، کمترین اهمیت را دارند. در نهایت، شاعر با زبانی شاعرانه به عظمت و مقام این شخصیت اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که فتح و پیروزی‌ها به مدد اوست و همگان تحت سایه قدرتش قرار دارند. این شعر به نوعی نمایانگر عظمت و تسلط یک وجود الهی یا انسانی در تاریخ و عالم هستی است.