قطعه شماره ۱ خالد نقشبندی
خالد نقشبندی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
اگر مرد کاری در دوست باز است
وگر قصه جویی، حکایت دراز است
بود کار آزادگان ترک هستی
به ابحاث محمود و نقل ایاز است
گر آزاد خواهی شدن، بندگی کن
هر آیینه محبوب بنده نواز است
ز سوز حقیقت طلب بهرهای را
نه بهره به به تحریر سوز و گداز است
ز خود رستن و ترک دعوی نمودن
ره مرد مردانه پاکباز است
نه خرگوش را پنجه نره شیر است
نه دراج را چنگل شاهباز است
ز خالد شنو شرط فتح طریقت
ورق شستن و خامشی و نیاز است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ آزادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی میخواهد آزاد و حقیقتطلب باشد، باید از خودخواهی و دعوا بپرهیزد و به باطن خود توجه کند. او میگوید که بندگی و تسلیم در برابر عشق و حقیقت میتواند به آزادی منتهی شود. در نهایت، شاعر بر اهمیت خاموشی، نیاز و توجه به تربیت روحی و معنوی تاکید دارد تا به هدف والای انسانی دست یابد.