خالد نقشبندی
زاده ۱۱۹۳ – درگذشته ۱۲۴۲ هجری قمری، سلیمانیه
زندگینامهٔ خالد نقشبندی
ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قرهداغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذیالقعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت. تخلص وی در اشعارش «خالد» است. اشعار مولانا خالد نقشبندی به همت آقای سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار خالد نقشبندی
شعرهای خالد نقشبندی
- غزل شماره ۶ — میرسد گر شوی تو دور از ما
- غزل شماره ۷ — ای گل رویت بود مژگان به چشمم خارها
- غزل شماره ۸ — الهی تا به کی مرغ دل اندر دام کاکلها
- غزل شماره ۵ — چنان ببریدی آخر رشتههای آشنایی را
- غزل شماره ۱ (در بازگشت از سفر حج) — واحسرتا جدا شدم از خانهٔ خدا
- غزل شماره ۴ — جز تو سرمایه جان نیست مرا
- غرل شماره ۲ — وام بگرفتم به صد جان گرد نعلین ترا
- غزل شماره ۳ — به معمار غمت نو ساختم ویرانه خود را
- غزل شماره ۱۵ — هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
- غزل شماره ۱۳ — ز رشک سرو قدت، سرو پای در خاک است
- غزل شماره ۱۰ — مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشب
- غزل شماره ۱۲ — بی روی توام ای مه نو خانه خراب
- غزل شماره ۹ — ای به قد سرو و به عارض همچو ب و د و ر (با و دال و را)
- غزل شماره ۱۶ — گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
- غزل شماره ۱۱ — جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟
- غزل شماره ۱۴ — گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
- غزل شماره ۲۴ — سایه این خرگه نیلی کرا مامن بود
- غزل شماره ۱۷ — رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث
- غزل شماره ۲۰ — ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ
- غزل شماره ۲۲ — به اکسیر وحیل هر خاک راهی زر نخواهد شد
- غزل شماره ۱۹ — ای شده در دور لعلت تازه ایام مسیح
- غزل شماره ۱۸ — این چه نام است کزو سکه دین یافت رواج
- غزل شماره ۲۳ — جانا بیا که بی تو جهان جمله واله شد
- غزل شماره ۲۱ — کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد