شماره ۵ خالد نقشبندی
قیبلهم فیراقت، قیبلهم فیراقت
ئارامم سهندهن سهوادی فیراقت
دل قهقنهس ئاسان، جه ئیشتیاقت
طاقهت تاق بیهن پهی ئهبروی طاقت
دوور جه قامتت، قیامهت خیزان
هیجرت شهرارهی جهههننهم بیزان
کاری پیم کهردهن مهحروومی رازت
نهکهردهن وه دل نیمنگای نازت
قهدر عافیت وهصلت نهزانام
شوکرانهی شهکهر رازت نهوانام
سا غهم کوی شادیم باد وه باد شانو
تهمام ئینتیقام وهصلت جیم سانو
خاسخاس جه شیددهت نائیرهی دووری
وه کوی نووره کهرد سهر تا پای «نووری»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری درباره دوری و جدایی از یاری محبوب است. شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید که در این جدایی تجربه میکند. او به حقیقت عشق و دلتنگی اشاره میکند و آرزو دارد که در کنار محبوبش باشد. همچنین، در آن به معانی عمیقی چون تحمل سختیها و فقدان اشاره میشود و در نهایت از امید به وصال و نزدیکی دوباره صحبت میشود. شاعر با زبانی پر احساس و هنری، غم و عشق خود را به تصویر میکشد.