بخش ۲۷ - حکایت خیام
هم اندرین معنی فضیلت قلم، چنان خواندهام از اخبار گذشتگان که وقتی امیری رسولی فرستاد به ملک فارس با تیغی برهنه. گفت « این تیغ (ببر) و پیش او بنه و چیزی مگو » رسول بیامد و همچنان کرد. چون تیغ بنهاد و سخن نگفت مَلِک وزیر را فرمود « جوابش بازده » وزیر سرِ دوات بگشاد و یکی قلم سوی وی انداخت گفت « اینک جواب » رسول مرد عاقل بود بدانست که جواب برسید، و تاثیر قلم صلاح و فساد مملکت را کاری بزرگست، و خداوندان قلم را که معتمد باشند عزیز باید داشت.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، به اهمیت و فضیلت قلم اشاره شده است. داستان از این قرار است که امیری که پیامرسانی به ملک فارس فرستاده، او را با یک تیغ برهنه میفرستد تا فقط سکوت کند و تیغ را پیش او بگذارد. علیرغم تهدید، پیامرسان سخن نمیگوید. وزیر ملک متوجه میشود که پاسخ باید با قلم داده شود و به همین منظور، قلمی به سمت پیامرسان پرتاب میکند. این ماجرا نشاندهنده تأثیرات عمیق قلم بر ساختار قدرت و اداره امور کشور است و ضرورت ارزش نهادن به اهل قلم را مورد تأکید قرار میدهد.