نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان خیام

خیام نیشابوری / نوروزنامه

شها بجشن فروردین بماه فروردین آزادی کزین بردان و دین کیان، سروش آورد ترا دانایی و بینایی بکاردانی، و دیر زیو باخوی هژیر، و شاد باش بر تخت زرین، و انوشه خور بجام جمشید، و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار، سرت سبزباد و جوانی چو خوید، اسپت کامگار و پیروز، و تیغت روشن و کاری بدشمن، و بازت گیرا (و) خجسته بشکار، و کارت راست چون تیر، و هم کشوری بگیرنو، بر تخت بادرم و دینار، پیشت هنری و دانا گرامی، و درم خوار، و سرایت آباد، و زندگانی بسیار،

چون این بگفتی چاشنی کردی و جام بملک دادی، و خوید در دست دیگر نهادی. و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی، و بدین آن خواستی که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم برآن افگنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند، و آن بریشان مبارک گردد، که خرمی و آبادانی جهان درین چیزهاست که پیش ملک آوردندی، اکنون فایده و صفت و خاصیت زر آغاز کنیم و سخن از وی گوییم که زر شاه همه گوهرهاء گدازنده است و زینت ملوک چنانکه گفته اند،

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در جشن فروردین، فرخنده بهاری که نماد آزادی و شادی است، دانایی و بینایی به شها (شاه) هدیه می‌شود. او بر تخت زرین نشسته و از سنت‌های نیکوکاری و راستگویی مراقبت می‌کند. آرزو می‌شود که جوانی و کامیابی دائمی با او باشد و پیروزی در جنگ‌ها نصیبش گردد. همچنین مراسمی برگزار می‌شود که در آن به بزرگان هدایایی از جمله جام و سکه‌های طلا و نقره داده می‌شود تا برکت و خوشی در سال جدید برای آن‌ها به ارمغان بیاورد. سپس، سخن از زر و صفات آن به میان می‌آید که به عنوان زینت پادشاهان و گنجینه‌ای با ارزش شناخته می‌شود.