شمارهٔ ۶ خیالی بخارایی
خیالی بخارایی / مفردات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از دهانش کام دل برگیرم و خوش دل شوم
گوشهٔ زلفش به دست من گر افتد یک شبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از آرزوی خود برای نزدیکی به معشوق سخن میگوید. او میخواهد از لبهای معشوق لذت ببرد و خوشحال شود. همچنین اشاره دارد که اگر فقط یک شب، گوشهای از زلف معشوق به دستش بیفتد، این برای او کافی است.