شمارهٔ ۱۰ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دهقان فضل عالم بردان هلال دین
آنی که جنه است چو خمی پرزگندم است
پردانی تو ساخت تنت را چوخم بزرگ
تن پروران برند گمان کز تنعم است
چون تو فقیه خشکی و مسکر نمیخوری
دستار تو همیشه چرا بر سر خم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، دهقان فضل عالم به توصیف تاثیرات نیکویی و زشتیها میپردازد. او به زیبایی، تن و روح انسان را به خمی که پر از گندم است تشبیه میکند. او از فقیه بودن و ترک مسکرات سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که چرا با وجود پرهیز از زشتیها، برخی افراد همچنان به نظر میرسد که قلبشان خمیده است. به طور کلی، این شعر به بررسی چگونگی تاثیرات روحی و معنوی بر زندگی انسانها میپردازد.