شمارهٔ ۱۳ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ز ما ای صبا با محمد رسان
خدا را درودی که او را سزاست
بگو با درود آنگهش در نهفت
که ای ساز معنی ز طبع تو راست
گرفتم که باشد ترا صد گرفت
بهر یک غزل کاختراعی مراست
نه آخر غریب دیار تواند
ترا با غریبان خصومت چراست
ز بیداد تست اینهمه بر غریب
که شعر من آواره شهرهاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از صبا (نسیم) میخواهد که سلامی از طرف او به محمد (پیامبر اسلام) برساند و به او بگوید که خداوند را درود بفرستد. شاعر به توانایی خود در سرودن شعر اشاره میکند و میگوید که شعرش از قلب اوست. او همچنین از تنهایی و غریب بودنش در دیارهای مختلف مینالد و از اینکه بیدلیل با غریبان خصومت میشود، شکایت میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این بیعدالتی و غم، نتیجه بیداد دیگران است.