شمارهٔ ۱۴ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سوال کرد یکی از علای دین گلکار
که تو غلام نئی روی تو سیاه چراست
جواب داد که هر موریی که میسازیم
چو آتشی بکنی دود آن بجانب ماست
سیاه رویی من عارضی است اصلی نیست
سیاه رویی بنده ز دود موریهاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، یکی از افراد به نام گلکار از شخصی میپرسد که چرا رویش سیاه است. او پاسخ میدهد که سیاهیاش نتیجه دود مورچههایی است که میسازد و این سیاهی اصلی نیست، بلکه عارضی و ناشی از دلایل بیرونی است. به عبارت دیگر، او میگوید که هر انسانی ممکن است تحت تأثیر عوامل خارجی دچار مشکلات و نقایصی شود که به خود او مربوط نیست.