شمارهٔ ۳۵ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خواستم از صاحب مطبخ حساب
بره کان کشت و سه پایه را برد
گفت بر رسم فداکان سود تست
حشو آن همسایه بی مایه برد
پیه و کرده حاجی سقا گرفت
شیردانرا گنده پیر دایه برد
گفتمش دلرا کجا بردی که نیست
گفت دلرا دختر همسایه برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به داستانی اشاره دارد که راوی از صاحب یک مطبخ حساب میگیرد و درمییابد که برخی چیزها از جمله «بره» و «سه پایه» برده شدهاند. صاحب مطبخ میگوید که این اقدام به خاطر فداکاریهای دیگران بوده و در ضمن حساب همسایه را نیز میبرد. همچنین، راوی متوجه میشود که دلش را دختر همسایه برده است. این متن به نوعی به عشق و فداکاری در روابط اشاره دارد.