نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ کمال خجندی

کمال خجندی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز بنده خسرو فخار اجازتی می‌خواست

که در غزل ببرم نام آن دلارا را

رقیب گفت زنم مشت و بشکنم زنخش

مزن به جان تو گفتم چنین زنخ‌ها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از بنده خسرو (سردمدار) اجازه می‌خواهد تا در غزلش نام معشوقه‌اش را بیاورد. اما رقیب او به شدت اعتراض می‌کند و تهدید می‌کند که نباید به معشوقه‌اش اشاره کند و در این راه مواظب عواقب آن باشد.