شمارهٔ ۴۳ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دوش مهمان لب جانان شدم
عذر گفت و منتم بر جان نهاد
کامشبم چیزی چنان در خورد نیست
تا توان پیش چنین مهمان نهاد
گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت
هیچ پیش مهمان نتوان نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده به مهمان عزیزی در لب جانان اشاره میکند که به او عذرخواهی میکند. گوینده احساس میکند که چیزی برای پذیرایی از چنین مهمان ارزشمندی کافی نیست و نمیتواند چیزی درخور او ارائه دهد. وقتی گوینده از نقل دهان (حرف یا داستان) صحبت میکند، مهمان میگوید هیچ چیزی نمیتواند در برابر او قرار گیرد. به طور کلی، شعر به اهمیت مهمان و احساس کمبود در برابر او اشاره دارد.